اخبار

گفت و گو با مهدی رضاییان، مدیرعامل شرکت بسپار تجارت آسیا:واسطه ها خلأ وجود بانک را پر می کنند

بسپار/ایرران پلیمر مهدی رضاییان، مدیرعامل شرکت بسپار تجارت آسیاست. او چنانکه خود می گوید از سال 1386 به صورت ثبتی و رسمی با فعالیت بازرگانی وارد صنعت پلاستیک شده است. در سال 89-90 به سمت و سوی صادرات رفته و بالاخره در سال 1395 در کنار بازرگانی واحد تولیدی کامپاندینگ (آمیزه سازی) را راه اندازی و وارد کار تولید نیز با نام سینا پلیمر اسپادانا شده است. با وی در خصوص ماجراهای همیشگی تامین مواد اولیه صنعت پلیمر در کشور گفت و گو کردیم. 

رضاییان: در ابتدا با هدف تامین مواد اولیه واحدهای تولیدی کار خود را آغاز کردیم. پس از آن به صادرات روی آوردیم و محصولات پتروشیمی های لاله، مارون و مهر را طبق قراردادهایی که تا سال 2014 هم ادامه داشت به کشورهای آذربایجان، ارمنستان، پاکستان و افغانستان صادر می کردیم. البته برخی موارد، حجم صادرات بزرگ نبود ولی مرتب و ماهانه بود. سال 1391 ایده ایجاد و راه اندازی واحد کامپاندینگ شکل گرفت که نهایتا در سال 95 در واحدمجزایی کار تولید با دانش فنی قابل قبولی هم شروع شد و بیشترین تمرکز ما بر روی تقویت کار تولید قرار گرفت. با توجه به اینکه در یکسال اخیر محدودیت واردات، برخی گریدها را کم یاب و یا نایاب کرده، تلاش می کنیم آنها را ممکن است تولید کنیم. با شرکت های بزرگ مصرف کننده هم مذاکره کرده ایم که این کار هم صرفه جویی ارزی به همراه دارد و هم تا حدودی مشکل تامین گریدهای هایتک را مرتفع می کند. 

بسپار- اگر بخواهیم با هدف ممانعت تکرار آشفتگی های سال گذشته در بازار مواد اولیه پلیمری که تا امروز هم ادامه دارد، ارزیابی از رخدادهای سال قبل که منجر به حتی تخلفات بزرگ مالی در برخی تشکل ها هم شد، داشته باشیم، شما آن را چگونه تصویر و تحلیل می کنید؟
رضاییان: سال گذشته اگر اشتباه نکنم هفته سوم فروردین ماه، آخرین قیمت گذاری پیش از ارز 4200 تومانی، با پایه دلار 4900 تومانی انجام شد که حدود 500-600 تومان رشد در طی چند هفته اتفاق افتاده بود و بازار هم آن را پذیرفته بود. 19 فروردین ماه اعلام شد که پایه محاسبات ارز دولتی 4200 تومانی خواهد بود، اولین واکنش بازار ترس و عقب نشینی بود! قراردادهای هفته قبل بورس همه ابطال شدند! بازار دو هفته با این ترس پیش رفت و قیمت ها نزولی بود. اما عدم معاملات مقطعی است و نمی تواند تا همیشه ادامه پیدا کند. (البته این افت قیمت فقط در بازار پلیمرها نبود.) از هفته دوم و سوم بعد از دلار دولتی اختلاف بین قیمت عرضه در بورس و بازار زیاد و زیادتر و رانت بزرگ و بزرگ تر شد! در این شرایط طبیعی است که جذابیت خرید ایجاد می شود و تقاضای کاذب. خیلی ها خرید از بورس انجام نمی دادند به خاطر دشواری و موانعی که بر سر راه اخذ پروانه بود و حجم خرید و … ولی اینها هم به بورس هجوم آوردند و روز به روز تقاضا بیشتر شد. سیلی به راه افتاد که هر طرف را می بستی از یگ جای دیگری راه باز می کرد برای تخریب. 
بدترین اتفاق البته برای کسانی افتاد که بدهی و تعهدات ارزی داشتند! 
رانت ایجاد شده به جیب تولیدکننده نماها رفت و توزیع ثروت بسیار غلط انجام شد. 
من از سال 80 در این صنف فعال هستم. پس اتفاقات سال های 82-83، 87، هدفمندی یارانه ها در سال 89، جهش ارزی سال 91 و … را دیده ام. اما هیچ سالی به بدی سال 97 نبود! رانت های بزرگی ایجاد شد که البته برخی از واحدهای تولیدی را نجات داد واحدهایی که مشکل نقدینگی داشتند، بی اعتبار بودند و … اینها از رانت مواد بهره بردند. برای اینها بهای تمام شده تولید پایین آمد. اما مشکل اینجا بود که همه رانت به سمت تولید نرفت! 
اول باید بپذیریم که واسطه گری را نه می شود انکار کرد و نه حذف. در شماره های گذشته مجله شما در همین مورد مطلبی می خواندم. برای شما مثالی می زنم. ما تداوم تولید در برخی گریدها نداریم. گریدهایی هستند که دوبار در سال تولید می شوند در پتروشیمی ها. خب من تولیدکننده نمی توانم یعنی چنین نقدینگی ندارم که نیاز هفت ماهم را یکجا بخرم. میانگین قیمت مواد از 1000 تومان در کیلو تا 25 و 30 هزار هم بالا رفت. متوسط را 15000 تومان هم بگیرید می بینید از چه نقدینگی صحبت می کنیم. در این شرایط است که لزوم حضور واسطه ها پیدا می شود. من الان می توانم از دید یک تولیدکننده هم حرف بزنم. 
در واقع این واسطه ها دارند خلآ وجود بانک ها را پر می کنند. بنابراین حضور واسطه ها هیچ ایرادی ندارد به شرطی که نظارت وجود داشته باشد. 
سیاست غلط در سال 97 ریشه فساد مالی است که اتفاق افتاد. سرچشمه اینها همان ارز 4200 تومانی بود. برای همه هم به نظرم قابل پیش بینی بود. هفته ای 60-70 هزار تن مواد در بورس عرضه می شد، با رانت 5-6 هزار تومانی (البته بگذریم از PP و PET که اختلاف قیمت خیلی بیش از این حرف ها بود!) می شود هفته ای حدود 300 میلیارد تومان رانت!

اقتصاد یک مجموعه است، اکوسیستم است. اینطور نیست که شما یک پارامتر را کنترل کنید و سایر پارامترها را رها و بعد هم انتظار داشته باشید که معادلاتتان درست در بیاید. 
این رانت که قانونی هم بود به جای اینکه به بیت المال برسد به برخی شرکت هایی رسید صرفا، که دسترسی و امکان خرید از بورس داشتند. 

بسپار- آیا با تغییر مبنای نرخ گذاری در بورس کالا از دلار دولتی به دلار نیمایی همه مشکلات حل شد؟ 
رضاییان: برخی از مشکلات بله حل شد و برخی نه! چرا؟
چون همین حالا بین ارز نیمایی و آزاد اختلاف هست و در زمان هایی این تفاوت تا 5-6 هزار تومان هم رسید! ببینید این سیستم وقتی جواب می دهد که شما روی پتروشیمی ها و گمرکات و غیره هم کنترل داشته باشید که ندارید! 
مواد صادر می شود و صادرکننده حتی تشویق های صادراتی هم می گیرد … پروانه های کاذب و غیرمرتبط رصد نمی شوند. اینها دیگر به اداره و سازمان صنایع برمی گردد. 
همین الان شما سقف رقابت را ببینید! اول 5 درصد بود بعد 10 درصد و الان آزاد شده است! گاها فروش محصولات پتروشیمی با رقابت آزاد تا 70 درصد هم رشد می کند. خب این پول ها به جیب چه کسی می رود؟ بله به جیب پتروشیمی ها! 
ما در قانون گذاری از بازار عقب هستیم. 
آمدند جلوی رانت را بگیرند، رانت را از جیب یک کارخانه دار و تولیدکننده درآوردند گذاشتند در جیب پتروشیمی ها! اینها از رقابت آزاد خیلی سود خوردند …

بسپار – چرا در چنین شرایطی به نظر می رسد واردات هم جذاب نیست؟ 
رضاییان: وضع واردات بسیار خراب است. رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون … . مثال می زنم. EVA در بازارهای جهانی 1.7 تا 1.8 یورو معادل حدود 1.9 دلار است. با دلار نیمایی اگر حساب کنید باید حدود 25000 هزار تومان باشد ولی 50 تا 60 هزار تومان در بازار خرید و فروش می شود. چرا دو برابر؟! برای اینکه مسیر واردات مشکل شده. PC هم همین است، پلی آمید هم، PO، الیاف شیشه، دی اکسید تیتانیوم و … هم همینطور هستند. افزودنی ها هم. 
اصلا نیست که بخرید! حالا به هر قیمتی. 
ثبت سفارش بسیار دشوار است، تامین ارز سخت است و … پس به واردات هم امیدی نیست. 
حالا برسیم به صادرات. شما ببینید ارزش صادرات ما به ازای هر کیلو چه قدر است؟!
صادرات ما بسیار چیپ است در دنیا. عمده صادرات غیرنفتی ما فولاد و محصولات پتروشیمی است که در واقع خام فروشی است! همه مسولان مملکت هم مدام از جلوگیری از خام فروشی صحبت می کنند. کمیسیون های تخصصی مجلس، نهاد ریاست جمهوری، نهاد رهبری و … همه در جریان هستند. 
پتروشیمی ها با ارزش افزوده کم، اشتغال کمی هم دارند. در حالیکه صنایع پایین دستی می توانند هم ارزش افزوده بالاتر و هم اشتغال بیشتری را داشته باشند. 
نتوانسته ایم ارزش افزوده ای در منابع خدادادی ایجاد کنیم. کافیست همین مواد را کامپاند کنیم تا یک مرحله به آن ارزش افزوده داده باشیم. محصول  و قطعه تولید کنیم یک مرحله دیگر ارزش افزوده بدهیم. 
این را هم اضافه کنم که همه ما متوجه تحریم ها هستیم. ولی آنچه از آن ناراحتیم خودتحریمی هاست. 
همین شریان ارزی هم که در کشور وجود دارد به خاطر پتروشیمی هاست. صادرات اینها حتما که لازم است ولی خب موازنه بین تامین بازار داخلی و صادرات باید در نظر گرفته شود. 

بسپار- سازوکار بورس کالا برای توزیع مواد اولیه را با سازوکار دیگری قابل جایگزینی می دانید؟ 

(ادامه دارد…)

متن کامل این گفت و گو  را که در شماره   201 ماهنامه بسپار در نیمه تیرماه منتشر شده است، بخوانید.

در صورت تمایل به دریافت نسخه نمونه رایگان و یا دریافت اشتراک با شماره های 02177523553 و 02177533158 داخلی 3 سرکار خانم ارشاد تماس بگیرید.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا